تبليغات X
11- داستان های تاریخی - شیر زنان ایران - داستان کوتاه

داستان کوتاه
داستان های کوتاه نویسندگان ایران و جهان

11- داستان های تاریخی - شیر زنان ایران

شیر زنان ایران  

 

  

سه هزار نفر از خونریزان مغول در شهر زنگان ( نام زنگان پس از نام شهین به شهر زنجان گفته می شد ) باقی ماندند جنگ در باختر ایران باعث شد دو هزار و هفتصد نفر دیگر از سربازان خونریز مغول هم از شهر خارج شوند و بسوی مرزهای دور روان شوند در طی یک هفته 67 مرد میهن پرست زنگان کشته شدند رعب و وحشت بر شهر حاکم بود سربازان مغول 200 پسر زنگانی را بزور به خدمت خویش درآورده و به آنها آموزشهای پاسبانی و غیره می دادند . 

اما هر روز از تعداد مغول ها کاسته می شد در طی کمتر از 30 روز فقط 120 مرد مغول در درون شهر باقی مانده بود و کسی از بقیه آنها خبر نداشت . 

دیگر مردان مهاجم پی برده بودند که هر روز عده ایی از آنها ناپدید می گردد . بدین منظور تصمیم گرفتند از شهر خارج شوند  . و در بیرون شهر اردو بزنند .  

با خارج شدن آنها از شهر  هیاهویی در شهر برپا شد و همه از ناپدید شدن مهاجمین صحبت می کردند میدان شهر مملو از جمعیت بود پیر مردی که همه به او احترام می گذاشتند از پله ها بالا رفت و گفت : مردان زنگان باید از دختران این شهر درس بگیرند آنگاه رو به مردان کرد و گفت کدام یک از شما مغول خونریزی را کشته است ؟ چهار مرد پیش آمدند ، هر یک مدعی شدند مغولی را از پا درآورده است . 

پیر مرد خنده ایی کرد و به گوشه میدان اشاره کرد سه دختر زیبا و قد بلند ایستاده بودند . گفت وجب به وجب کف خانه این دختران از کشته های دشمنان ایران پر است آنگاه مردان ما در سوراخ ها پنهان شده اند .

 با شنیدن این حرف مردان دست بکار شدند و در همان شب بقیه متجاوزین را نابود ساختند . به یاد کلام جاودانه ارد بزرگ می افتم که : شیر زنان میهن پرست ایران ، بزرگترین نگهبانان کشورند .

  کاش نام آن سه زن را می دانستم بگذار به هر سه آنها بگویم ایران ! که نام همه زن های ایران است . 

  


نوشته شده توسط محسن سپهرنیا در تاريخ يكشنبه 10 خرداد 1388 - 08:58 | نظر شما [2] | لينک ثابت


فهرست

جستجو در مطالب




آرشیو داستانهای کوتاه

داستان کوتاه : ایرانم ایرانم یارانم...
داستان کوتاه : صندلی نماینده انگلیس و دکتر مصدق
داستان کوتاه : سرباز ایران ابومسلم خراسانی
داستان کوتاه : گستاخی رومیان
داستان کوتاه : فرگون زیبا و برترین گنج زندگی داستان کوتاه : وونن پادشاه ایران و اسب سپید
داستان کوتاه : فریاد تجلی دگرگونی است
داستان کوتاه : فریادرس
داستان کوتاه : امید کسی را نا امید نکن داستان کوتاه : مهمترین پشتوانه فرمانروایان
داستان کوتاه : آوازه نام رودکی
داستان کوتاه : گفتگو با کودکان
داستان کوتاه : طعم عشق به میهن داستان کوتاه : کمک خواندنی شاه سلطان حسین به سیل زدگان
داستان کوتاه : پارمیس
داستان کوتاه : دلربایی پیش از مرگ
داستان کوتاه : ایجاد امنیت وظیفه فرمانرواست داستان کوتاه : بلایی که ابومسلم خراسانی بر سر کمونیسم آورد !
داستان کوتاه : آیا تکرار تاریخ ممکن است
داستان کوتاه : آیا در پس مرگ زندگی ست ؟ داستان کوتاه : احترام به شایستگان داستان کوتاه : امنیت در دستگاه دیوانی ! داستان کوتاه : امید ، خود زندگیست داستان کوتاه : جنگ خوب است یا بد ؟ داستان کوتاه : خشم فرمانروای یزد داستان کوتاه : درسی از ابومسلم خراسانی داستان کوتاه : کتاب سیاه داستان کوتاه : گل سرخی برای محبوبم: داستان کوتاه : دلمشغولی های شاه سلطان حسین داستان کوتاه : سرانجام عشق به ایران داستان کوتاه : سفر هفتاد ساله داستان کوتاه : شادی در تنهایی نیست داستان کوتاه : فروتنی فریاپت داستان کوتاه : قهرمان های آدمهای کوچک داستان کوتاه : مزدور داستان کوتاه : نا امیدی خردمندان را هم به زمین می زند داستان کوتاه : وجود و دریای خرد داستان کوتاه : ارشک و رودخانه مردمی
داستان کوتاه : بازیهای ورزشی تیس کوپان پیش از المپیک در ایران
داستان کوتاه : ماهی های نوروز
داستان کوتاه : تاسف خواجه نصیرالدین طوسی بر حال عباسیان
داستان کوتاه : انتقام سخت ابومسلم خراسانی از بنی امیه
داستان کوتاه : آزادیخواهی و میهن پرستی
داستان کوتاه : نخستین پادشاه ایران
داستان کوتاه : صدای جاودانه دختران ایرانی
داستان کوتاه : پیشکش به شاپور ساسانی
داستان کوتاه : بابک خرمدین زنده است
داستان کوتاه : شیر زنان ایران
داستان کوتاه : آموزگاران ما
داستان کوتاه : فرگون زیبا
داستان کوتاه : در بسته ایی وجود ندارد
داستان کوتاه : ما همه نادریم
داستان کوتاه : ارد دوم و سورنا
داستان کوتاه : نگاه و ندای ریش سفید
داستان کوتاه : سرداری برای بودن و نبودن
داستان کوتاه : نجابت آزرمیدخت
داستان کوتاه : نیما و نیشام
داستان کوتاه : ارزش مهستان و آزادی
داستان کوتاه : خورشید سربازان اشک نهم
داستان کوتاه : فردوسی زنده است
داستان کوتاه : مهرداد دوم و رومیان
داستان کوتاه : مردمسالاری در دودمان اشکانیان
داستان کوتاه : شکوه ایران در کجاست ؟
داستان کوتاه : پیشنهاد فرمانروای روسیه به نادرشاه افشار
داستان کوتاه : آیوت ها
داستان کوتاه : تنها برای نگهبانی از ایران و مردم
داستان کوتاه : برخورد با ریشه کارمندان فاسد
داستان کوتاه : کورش پادشاه ایران از تخم بدکاری می گوید
داستان کوتاه : همراهی با مردم
داستان کوتاه : آژی دهاگ آخرین فرمانروای دودمان مادها
داستان کوتاه : مازیار و بانو گلدیس
داستان کوتاه : نوروز در ده هزار سال بعد
داستان کوتاه : باران مهر
داستان کوتاه : نگاهی دیگر به تهی دستی
داستان کوتاه : هدایای کورنلیوس برای مهرداد
داستان کوتاه : روزهای سخت
داستان کوتاه : شاپور ساسانی و اجداد شیخ نشین های خلیج فارس
داستان کوتاه : ارزش نان
داستان کوتاه : بهترین جای عالم از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی
داستان کوتاه : درس تیرداد پادشاه ایران
داستان کوتاه راه بهشت داستان کوتاه قلب جغد پير شكست داستان کوتاه استجابت دعا داستان کوتاه بزرگترین حکمت داستان کوتاه خولی و خر نامرد داستان کوتاه "دیگو" با دریا آشنا نبود. داستان کوتاه شهیدان ایران زمین داستان کوتاه وسوسه داستان کوتاه عروسك پشت پرده داستان کوتاه مردی که می خواست بگوید سیب داستان کوهی گل سرخي براي محبوبم داستان کوتاه فقط براي چند لحظه .. داستان کوتاه عقاب داستان کوتاه فقر داستان کوتاه حکمت خدا داستان کوتاه بهشت و جهنم داستان کوتاه عروسک داستان کوتاه راه‌زنان داستان کوتاه فرزانگی پیری داستان کوتاه دو کوزه داستان کوتاه ایمان داستان کوتاه نوشته روی ديوار داستان کوتاه يک اگر با يک برابر بود... داستان کوتاه شكلات داستان کوتاه دانه ای که سپیدار بود داستان کوتاه سنگتراش داستان کوتاه قدرت عجیب یک کودک داستان کوتاه ده است داستان کوتاه بایست... داستان کوتاه تصميم مهم داستان کوتاه خانم نظافتچي داستان کوتاه تزريق خون داستان کوتاه ليلي، پروانه خدا داستان کوتاه ليلي، نام ديگر آزادي داستان کوتاه ليلي، رفتن است داستان کوتاه شيطان از انتشار ليلي مي ترسد داستان کوتاه اسب سرکش در سينه ليلي داستان کوتاه ليلي، زير درخت انار داستان کوتاه ليلي، نام تمام دختران زمين است داستان کوتاه جواز بهشت داستان کوتاه سم داستان کوتاه نشان لياقت عشق داستان کوتاه درخشش سپید و خنک معشوق داستان کوتاه زنی در راهروی ورودی میهمان خانه داستان کوتاه نابینا و ماه داستان کوتاه فرار به چه قیمت ؟! داستان کوتاه ارزش رایزنی و مشورت داستان کوتاه در ميان خلق نشستن داستان کوتاه يادگـــــاري داستان کوتاه انتهای راه داستان کوتاه تو رازي و ما راز داستان کوتاه درست شب قبل از اعدامش! داستان کوتاه خانم شما خدا هستید؟

خروجي RSS

قدرت گرفته از