داستان کوتاه
داستان های کوتاه نویسندگان ایران و جهان
داستان کوتاه بهشت و جهنم
بهشت و جهنم مردي در عالم رويا فرشته اي ديد که در يک دستش مشعل و در
دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريک راه مي رفت. مرد
جلو رفت و از فرشته پرسيد: اين مشعل و سطل آب را کجا مي بري؟ فرشته جواب
داد: مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب جهنم را
خاموش کنم. آن وقت ببينم چه کسي واقعا خدا را دوست دارد!