تبليغات X
داستان کوتاه قدرت عجیب یک کودک - داستان کوتاه

داستان کوتاه
داستان های کوتاه نویسندگان ایران و جهان

داستان کوتاه قدرت عجیب یک کودک


کمی پس از آن که آقای داربی از "دانشگاه مردان سخت کوش" مدرکش را گرفت و تصمیم داشت از تجربه خود در کار معدن استفاده کند، دریافت که "نه" گفتن لزوماً به معنای "نه" نیست. او در بعد از ظهر یکی از روزها به عمویش کمک می کرد تا در یک آسیاب قدیمی گندم آرد کند.
عمویش مزرعه بزرگی داشت که در آن تعدادی زارع بومی زندگی می کردند. بی سرو صدا در باز شد و دختر بچه کم سن و سالی به درون آمد، دختر یکی از مستاجرها بود؛ دخترک نزدیک در نشست. عمو سرش را بلند کرد، دخترک را دید، با صدایی خشن از او پرسید: "چه می خواهی؟ " کودک جواب داد : "مادرم گفت 50 سنت از شما بگیرم و برایش ببرم."
عمو جواب داد: " ندارم، زود برگرد به خانه ات" کودک جواب داد: "چشم قربان" اما از جای خود تکان نخورد. عمو به کار خود ادامه داد. آن قدر سرگرم بود که متوجه نشد کودک سر جای خود ایستاده. وقتی سرش را بلند کرد، کودک را دید بر سرش فریاد کشید که: "مگر نگفتم برو خانه. زود باش."
دخترک گفت:" چشم قربان" اما از جای خود تکان نخورد. عمو کیسه گندم را روی زمین گذاشت ترکه ای برداشت و آن را تهدید کنان به دخترک نشان داد. منظور او این بود که اگر نرود به دردسر خواهد افتاد. داربی نفسش را حبس کرده بود، مطمئن بود شاهد صحنه ناخوشایندی خواهد بود. زیرا می دانست که عمویش عصبانی است. وقتی عمو به جایی که کودک ایستاده بود، نزدیک شد، دخترک قدمی به جلو گذاشت و در چشمان او نگاه کرد و در حالی که صدایش می لرزید با فریادی بلند گفت: "مادرم 50 سنت را می خواهد." عمو ایستاد. دقیقه ای به دختر نگاه کرد، بعد ترکه را روی زمین گذاشت، دست در جیب کرد و یک سکه 50 سنتی به دخترک داد. کودک پول را گرفت و عقب عقب در حالی که همچنان در چشمـان مردی که او را شکسـت داده بود می نگریست به سمت در رفت. وقتی دخترک آسیاب را ترک کرد، عمو روی جعبه ای نشست و از پنجره مدتی به فضای بیرون خیره شد. این نخستین بار بود که کودکی بومی به لطف اراده خود توانسته بود سفید پوست بالغی را شکست دهد.
نویسنده: ناپلئون هیل
منبع: بیندیشید و ثروتمند شوید

نوشته شده توسط محسن سپهرنیا در تاريخ شنبه 30 آذر 1387 - 11:24 | نظر شما [0] | لينک ثابت


فهرست

جستجو در مطالب




آرشیو داستانهای کوتاه


  1. داستان کوتاه : کمبوجیه جهانگشای ایرانی
  2. داستان کوتاه : روز ازدواج پسر نادرشاه افشار
  3. داستان کوتاه : مادرم مرا فرستاده !...
  4. داستان کوتاه : ایران سپیده دم ، تاریخ است
  5. داستان کوتاه : ادب نمایه آغازین خرد است
  6. داستان کوتاه : ارزش اساطیر ایران زمین
  7. داستان کوتاه : آخرین زمستان سرد عمر حکیم توس ، فردوسی
  8. داستان کوتاه : ایرانم ایرانم یارانم...
  9. داستان کوتاه : سرباز ایران ابومسلم خراسانی
  10. داستان کوتاه : گستاخی رومیان
  11. داستان کوتاه : فرگون زیبا و برترین گنج زندگی
  12. داستان کوتاه : داستان کوتاه : وونن پادشاه ایران و اسب سپید
  13. داستان کوتاه : فریاد تجلی دگرگونی است
  14. داستان کوتاه : فریادرس
  15. داستان کوتاه : امید کسی را نا امید نکن
  16. داستان کوتاه : مهمترین پشتوانه فرمانروایان
  17. داستان کوتاه : آوازه نام رودکی
  18. داستان کوتاه : گفتگو با کودکان
  19. داستان کوتاه : طعم عشق به میهن
  20. داستان کوتاه : کمک خواندنی شاه سلطان حسین به سیل زدگان
  21. داستان کوتاه : پارمیس
  22. داستان کوتاه : دلربایی پیش از مرگ
  23. داستان کوتاه : ایجاد امنیت وظیفه فرمانرواست
  24. داستان کوتاه : بلایی که ابومسلم خراسانی بر سر کمونیسم آورد !
  25. داستان کوتاه : سرانجام عشق به ایران
  26. داستان کوتاه : جنگ خوب است یا بد ؟
  27. داستان کوتاه : امید ، خود زندگیست
  28. داستان کوتاه : امنیت در دستگاه دیوانی !
  29. داستان کوتاه : احترام به شایستگان
  30. داستان کوتاه : آیا در پس مرگ زندگی ست
  31. داستان کوتاه : آیا تکرار تاریخ ممکن است
  32. داستان کوتاه : وجود و دریای خرد
  33. داستان کوتاه : نا امیدی خردمندان را هم به زمین می زند
  34. داستان کوتاه : مزدور
  35. داستان کوتاه : قهرمان های آدمهای کوچک
  36. داستان کوتاه : فروتنی فریاپت
  37. داستان کوتاه : شادی در تنهایی نیست
  38. داستان کوتاه : سفر هفتاد ساله
  39. داستان کوتاه : خشم فرمانروای یزد
  40. داستان کوتاه : دلمشغولی های شاه سلطان حسین
  41. داستان کوتاه : درسی از ابومسلم خراسانی
  42. داستان کوتاه : ارشک و رودخانه مردمی
  43. داستان کوتاه : بازیهای ورزشی تیس کوپان 291 سال پیش از المپیک در ا...
  44. داستان کوتاه : ماهی های نوروز
  45. داستان کوتاه : تاسف خواجه نصیرالدین طوسی بر حال عباسیان
  46. داستان کوتاه : انتقام سخت ابومسلم خراسانی از بنی امیه
  47. داستان کوتاه : آزادیخواهی و میهن پرستی
  48. داستان کوتاه : نخستین پادشاه ایران
  49. داستان کوتاه : صدای جاودانه دختران ایرانی
  50. داستان کوتاه : پیشکش به شاپور ساسانی
  51. داستان کوتاه : بابک خرمدین زنده است
  52. داستان کوتاه : شیر زنان ایران
  53. داستان کوتاه : آموزگاران ما
  54. داستان کوتاه : در بسته ایی وجود ندارد
  55. داستان کوتاه : ما همه نادریم
  56. داستان کوتاه : ارد دوم و سورنا
  57. داستان کوتاه : نگاه و ندای ریش سفید
  58. داستان کوتاه : سرداری برای بودن و نبودن
  59. داستان کوتاه : نجابت آزرمیدخت
  60. داستان کوتاه : نیما و نیشام
  61. داستان کوتاه : ارزش مهستان و آزادی
  62. داستان کوتاه : خورشید سربازان اشک نهم
  63. داستان کوتاه : فردوسی زنده است
  64. داستان کوتاه : مهرداد دوم و رومیان
  65. داستان کوتاه : مردمسالاری در دودمان اشکانیان
  66. داستان کوتاه : شکوه ایران در کجاست ؟
  67. داستان کوتاه : پیشنهاد فرمانروای روسیه به نادرشاه افشار
  68. داستان کوتاه : آیوت ها
  69. داستان کوتاه : تنها برای نگهبانی از ایران و مردم
  70. داستان کوتاه : برخورد با ریشه کارمندان فاسد
  71. داستان کوتاه : کورش پادشاه ایران از تخم بدکاری می گوید
  72. داستان کوتاه : همراهی با مردم
  73. داستان کوتاه : آژی دهاگ آخرین فرمانروای دودمان مادها
  74. داستان کوتاه : مازیار و بانو گلدیس
  75. داستان کوتاه : نوروز در ده هزار سال بعد
  76. داستان کوتاه : باران مهر
  77. داستان کوتاه : گاهی دیگر به تهی دستی
  78. داستان کوتاه : هدایای کورنلیوس سولا برای مهرداد دوم
  79. داستان کوتاه : روزهای سخت
  80. داستان کوتاه : شاپور ساسانی و اجداد شیخ نشین های خلیج فارس
  81. داستان کوتاه : ارزش نان
  82. داستان کوتاه : بهترین جای عالم از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی
  83. داستان کوتاه : درس تیرداد پادشاه ایران

داستان کوتاه : ایرانم ایرانم یارانم...
داستان کوتاه : صندلی نماینده انگلیس و دکتر مصدق
داستان کوتاه : سرباز ایران ابومسلم خراسانی
داستان کوتاه : گستاخی رومیان
داستان کوتاه : فرگون زیبا و برترین گنج زندگی

داستان کوتاه : وونن پادشاه ایران و اسب سپید

داستان کوتاه : فریاد تجلی دگرگونی است
داستان کوتاه : فریادرس
داستان کوتاه : امید کسی را نا امید نکن

داستان کوتاه : مهمترین پشتوانه فرمانروایان

داستان کوتاه : آوازه نام رودکی
داستان کوتاه : گفتگو با کودکان
داستان کوتاه : طعم عشق به میهن

داستان کوتاه : کمک خواندنی شاه سلطان حسین به سیل زدگان

داستان کوتاه : پارمیس
داستان کوتاه : دلربایی پیش از مرگ
داستان کوتاه : ایجاد امنیت وظیفه فرمانرواست

داستان کوتاه : بلایی که ابومسلم خراسانی بر سر کمونیسم آورد !

داستان کوتاه : آیا تکرار تاریخ ممکن است
داستان کوتاه : آیا در پس مرگ زندگی ست ؟

داستان کوتاه : احترام به شایستگان

داستان کوتاه : امنیت در دستگاه دیوانی !

داستان کوتاه : امید ، خود زندگیست

داستان کوتاه : جنگ خوب است یا بد ؟

داستان کوتاه : خشم فرمانروای یزد

داستان کوتاه : درسی از ابومسلم خراسانی

داستان کوتاه : کتاب سیاه

داستان کوتاه : گل سرخی برای محبوبم:

داستان کوتاه : دلمشغولی های شاه سلطان حسین

داستان کوتاه : سرانجام عشق به ایران

داستان کوتاه : سفر هفتاد ساله

داستان کوتاه : شادی در تنهایی نیست

داستان کوتاه : فروتنی فریاپت

داستان کوتاه : قهرمان های آدمهای کوچک

داستان کوتاه : مزدور

داستان کوتاه : نا امیدی خردمندان را هم به زمین می زند

داستان کوتاه : وجود و دریای خرد

داستان کوتاه : ارشک و رودخانه مردمی

داستان کوتاه : بازیهای ورزشی تیس کوپان پیش از المپیک در ایران
داستان کوتاه : ماهی های نوروز
داستان کوتاه : تاسف خواجه نصیرالدین طوسی بر حال عباسیان
داستان کوتاه : انتقام سخت ابومسلم خراسانی از بنی امیه
داستان کوتاه : آزادیخواهی و میهن پرستی
داستان کوتاه : نخستین پادشاه ایران
داستان کوتاه : صدای جاودانه دختران ایرانی
داستان کوتاه : پیشکش به شاپور ساسانی
داستان کوتاه : بابک خرمدین زنده است
داستان کوتاه : شیر زنان ایران
داستان کوتاه : آموزگاران ما
داستان کوتاه : فرگون زیبا
داستان کوتاه : در بسته ایی وجود ندارد
داستان کوتاه : ما همه نادریم
داستان کوتاه : ارد دوم و سورنا
داستان کوتاه : نگاه و ندای ریش سفید
داستان کوتاه : سرداری برای بودن و نبودن
داستان کوتاه : نجابت آزرمیدخت
داستان کوتاه : نیما و نیشام
داستان کوتاه : ارزش مهستان و آزادی
داستان کوتاه : خورشید سربازان اشک نهم
داستان کوتاه : فردوسی زنده است
داستان کوتاه : مهرداد دوم و رومیان
داستان کوتاه : مردمسالاری در دودمان اشکانیان
داستان کوتاه : شکوه ایران در کجاست ؟
داستان کوتاه : پیشنهاد فرمانروای روسیه به نادرشاه افشار
داستان کوتاه : آیوت ها
داستان کوتاه : تنها برای نگهبانی از ایران و مردم
داستان کوتاه : برخورد با ریشه کارمندان فاسد
داستان کوتاه : کورش پادشاه ایران از تخم بدکاری می گوید
داستان کوتاه : همراهی با مردم
داستان کوتاه : آژی دهاگ آخرین فرمانروای دودمان مادها
داستان کوتاه : مازیار و بانو گلدیس
داستان کوتاه : نوروز در ده هزار سال بعد
داستان کوتاه : باران مهر
داستان کوتاه : نگاهی دیگر به تهی دستی
داستان کوتاه : هدایای کورنلیوس برای مهرداد
داستان کوتاه : روزهای سخت
داستان کوتاه : شاپور ساسانی و اجداد شیخ نشین های خلیج فارس
داستان کوتاه : ارزش نان
داستان کوتاه : بهترین جای عالم از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی
داستان کوتاه : درس تیرداد پادشاه ایران
داستان کوتاه راه بهشت

داستان کوتاه قلب جغد پير شكست

داستان کوتاه استجابت دعا

داستان کوتاه بزرگترین حکمت

داستان کوتاه خولی و خر نامرد

داستان کوتاه "دیگو" با دریا آشنا نبود.

داستان کوتاه شهیدان ایران زمین

داستان کوتاه وسوسه

داستان کوتاه عروسك پشت پرده

داستان کوتاه مردی که می خواست بگوید سیب

داستان کوتاه کوهی گل سرخي براي محبوبم

داستان کوتاه فقط براي چند لحظه ..

داستان کوتاه عقاب

داستان کوتاه فقر

داستان کوتاه حکمت خدا

داستان کوتاه بهشت و جهنم

داستان کوتاه عروسک

داستان کوتاه راه‌زنان

داستان کوتاه فرزانگی پیری

داستان کوتاه دو کوزه

داستان کوتاه ایمان

داستان کوتاه نوشته روی ديوار

داستان کوتاه يک اگر با يک برابر بود...

داستان کوتاه شكلات

داستان کوتاه دانه ای که سپیدار بود

داستان کوتاه سنگتراش

داستان کوتاه قدرت عجیب یک کودک

داستان کوتاه ده است

داستان کوتاه بایست...

داستان کوتاه تصميم مهم

داستان کوتاه خانم نظافتچي

داستان کوتاه تزريق خون

داستان کوتاه ليلي، پروانه خدا

داستان کوتاه ليلي، نام ديگر آزادي

داستان کوتاه ليلي، رفتن است

داستان کوتاه شيطان از انتشار ليلي مي ترسد

داستان کوتاه اسب سرکش در سينه ليلي

داستان کوتاه ليلي، زير درخت انار

داستان کوتاه ليلي، نام تمام دختران زمين است

داستان کوتاه جواز بهشت 

داستان کوتاه سم

داستان کوتاه نشان لياقت عشق

داستان کوتاه درخشش سپید و خنک معشوق

داستان کوتاه زنی در راهروی ورودی میهمان خانه

داستان کوتاه نابینا و ماه

داستان کوتاه فرار به چه قیمت ؟!

داستان کوتاه ارزش رایزنی و مشورت

داستان کوتاه در ميان خلق نشستن

داستان کوتاه يادگـــــاري

داستان کوتاه انتهای راه

داستان کوتاه تو رازي و ما راز

داستان کوتاه درست شب قبل از اعدامش!

داستان کوتاه خانم شما خدا هستید؟

خروجي RSS

قدرت گرفته از