داستان کوتاه ليلي، نام تمام دختران زمين است - داستان کوتاه
داستان کوتاه
داستان های کوتاه نویسندگان ایران و جهان
داستان کوتاه ليلي، نام تمام دختران زمين است
خدا مشتي خاک برگرفت. مي خواست ليلي را بسازد، از خود در او دميد. و ليلي پيش از آنکه با خبر شود، عاشق شد. سالياني ست که ليلي عشق مي ورزد. ليلي بايد عاشق باشد. زيرا خدا در او دميده است و هر که خدا در او بدمد، عاشق مي شود. ليلي نام تمام دختران زمين است؛ نام ديگر انسان. خدا گفت: به دنيايتان مي آورم تا عاشق شويد. آزمونتان تنها همين است: عشق. و هر که عاشق تر آمد، نزديکتر است. پس نزديکتر آييد، نزديکتر. عشق، کمند من است. کمندي که شما را پيش من مي آورد. کمندم را بگيريد. و ليلي کمند خدا را گرفت. خدا گفت: عشق، فرصت گفتگو است. گفتگو با من. با من گفتگو کنيد. و ليلي تمام کلمه هايش را به خدا داد. ليلي هم صحبت خدا شد. خدا گفت: عشق، همان نام من است که مشتي خاک را بدل به نور مي کند. و ليلي مشتي نور شد در دستان خداوند.