داستان کوتاه
داستان های کوتاه نویسندگان ایران و جهان
جواز بهشت
روزي
مردي خواب ديد که مرده و پس از گذشتن از پلي به دروازه بهشت رسيده است.
دربان بهشت به مرد گفت: براي ورود به بهشت بايد صد امتياز داشته باشيد،
کارهاي خوبي را که در دنيا انجام داده ايد، بگوييد تا من به شما امتياز
بدهم. مرد گفت: من با همسرم ازدواج کردم، 50 سال با او به مهرباني رفتار کردم و هرگز به او خيانت نکردم. فرشته گفت: اين سه امتياز. مرد اضافه کرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتي ديگران را هم به راه راست هدايت مي کردم. فرشته گفت: اين هم يک امتياز. مرد باز ادامه داد: در شهر نوانخانه اي ساختم و کودکان بي خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم. فرشته گفت: اين هم دو امتياز. مرد در حالي که گريه مي کرد، گفت: با اين وضع من هرگز نمي توانم داخل بهشت شوم مگر اينکه خداوند لطفش را شامل حال من کند. فرشته
لبخندي زد و گفت: بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهي است و اکنون
اين لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برايتان صادر شد!